به نام یکتای مهربونم
ــــلام به شما... اردی بهشت هم داره تموم میشه ها! من که دلم میخواد زود پاییز طلایی مقدــــم بیاد... دعا کنین زود پاییز نارنجیم بیاد! دعا کنین زود ارکیده برـــــه به... و زندگی میکنم...
|
زندگی...فروغ فرخزاد
آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو بگریزم
همه ذرات جسم خاکی من از تو... ای شعر گرم...در ـــــوزند آــــمانهای صاف را مانند که لبالب ز باده ی روزند
با هزاران جوانه می خواند بوتهء نسترن ــــــرود ترا هر نسیمی که می وزد در باغ می رــــــاند به او درود ترا
من ترا در تو جستجو کردم نه در آن خوابهای رویایی در دو دـــــت تو ـــــخت کاویدم پر شدم... پر شدم... ز زیبائی
پر شدم از ترانه های ـــــــیاه پر شدم از ترانه های ـــپید از هزاران شراره های نیاز از هزاران جرقه های امید
حیف از آن روزها که من با خشم به تو چون دشمنی نظر کردم پوچ پنداشتم فریب ترا ز تو ماندم... ترا هدر کردم
غافل از آن که تو بجائی و من همچو آبی روان که در گذرم گمشده در غبار شوم زوال ره تاریک مرگ می ــــــپرم
آه! ای زندگی من آینه ام از تو چشمم پر از نگاه شود ورنه گر مرگ من بنگرد در من روی آئینه ام ــــــیاه شود
عاشقم... عاشق ــــــتاره ی صبح عاشق ابرهای ــــــــرگردان عاشق روزهای بارانی عاشق هر چه نام تست بر آن
می مکم با وجود تشنه ی خویش خون ـــــــوزان لحظه های ترا آنچنان از تو کام می گیرم تا بخشم آورم خدای ترا!
پ ن:نداشته باشیم ... 
| |