Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 6 اسفند ماه سال 1386
"!What, no cheese"

 

 

به نام یکتای مهربونم

ــــــلام فیل کوچولو...

این عکسو ـــمیه دوـــــت خوبم برام آف گذاشته بودم... خوشم اومد ازش گذاشتم اینجا...مث

آشپز کوچولوه که دیروز میدیدم! ... کلا خیلی دوــــت داشتنیه خیلی زیاد ... و میدونی این موش

کوچولو دل موشای دیگه رو نمیشکنه ... اصلا هم خودخواه نیست

خیلی حس نوشتن دارم اما جاش اینجا نیست! شاید تو دفتر خاطرات شخصی که اندی بعد به

 زباله های تاریخی من می پیونده ...

tiny

به دورانی که شد قحط صفای دلها

چرا هردم نگویم من

خدا خدا خدا

من مرغ شباهنگم بشد کنج قفس قسمت من

چرا چرا چرا

به پیامی  تو ای پیک بهار من

به باغبان بگو که گاهی

نشانه گیرد از گیاهی

من اگر که هستم    ستاره ام کو

درآسمان ها ؟

من گر اهل دردم   نشانه ام کو

به داستان ها ؟

من آن کسم که روز وشب زبی کسی

گرفته ام دست

دعا دعا دعا

تو آن کسی که از من شکسته دل

نمی کنی دوری

بیا بیا بیا

حس دل من نیست این آهنگ ولی حس غصه ی زیاد تو دلمه برای ... دعا میکنم براتون


پ ن:اعتراف میکنم که دلم برات تنگ شده بود فیل کوچولو ... از دوـــتان فیل کوچولو ممنونم

بدرود


دل نوشته های قبلی

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری