ONLINEIRAN.IR Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 8 بهمن ماه سال 1386
نوازش صدای باران...

به نام خداوند خدا


من صورتی ام ... صورتی کمرنگ یه ذره هم پررنگ ...

من فقط میدونم و تو  حجم خیال درونمو من میدونم و تو حتی ماهی نارنجیای کوچولو نمیدونن... بعضی شبا آبیه آبی آبی مهتابی ... به قول ــــــهراب یک نفر آمد تا عضلات بهشت دــــت مرا امتداد داد! ... به قول فروغ یک نفر که مث هیچکس نیست ... یه آهنگ آروم و آــــمونی یه صدای گرم یه حس یه حس عمیق آروم یه حس قشنگ ... قشنگترین حس دنیــــــــا ... یه صدای گرم صدای باران

میخوام فقط از خوبی بگم میخوام بازم زنده بشم میخوام زندگی کنم ... میدونی من میخوام زندگی کنم ... من میخوام آفتاب بشم   من میخوام ... هیچی فقط کنارم بمون فقط بیا فقط بیا ... خیلی دور خیلی نزدیک نه! گاهی دور گاهی نزدیکم نه! همیشه نزدیک نزدیک نزدیک ... تو گفتی آدم چیزای بد و تاب نمیاره ... منم گفتم نه اشتباههه ! آدم چیزای خوب و هم تاب نمیاره دلش ... مثل حس خدا مثل عشق مثل خال خالیای رنگی بال پروانه رنگیا ... همون پروانه ها که از بس رنگی شفاف شدن ... توی قلبشونم نفس میکشن همونا که میخوان باهم پرواز کنن ااااا همونادیگه همونایی که فقط من میدونم و تو ... آها ! انگشتمو بگیر صاف برو بالا ...هومممممم یکمکی بالاتر ... بالاتر بالاتر ...  

قشنگترین حس دنیــــــــا ... توهم داری میدونم حالا دیگه میدونم ... می دونم ... چقدر دــــتای مهربونتو دوــــت دارم خدای خوبم بهترین هدیه رو بهم دادی بهترین رنگ همه ی دنیاهارو توی همه ی زمونا ... و من دعا می کنم  و من آرزو میکنم برای جاودانگی مثل ققنوس مثل آرامش مث بغل کردن قشنگترین حس دنیــــــــا ...


وای به گوش من می آید صدای ساز مرد چوپان ...

 

 می رــــــد از دور صدای ـــــــاز مرد چوپان صدا صدای مهتاب

     امید و امید که جاودان شود بهاران صدا صدای آفتاب

...

دریا و دریا نوازش صدای باران  لاله به صحرا پاشید

پرواز و پرواز پرستوهای بی آشیان سوی چشمه ی خورشید

 ^^^

وااااااااااااااااای زندگی آبی بیکران(!) قصه ی بهاره!


و من دعا می کنم  و من آرزو میکنم برای جاودانگی... همیشه جاودان

دل نوشته های قبلی

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری